تبليغاتX
یه کلمه حرف حساب

به نام خدا


سلام امام رضا


حالتون خوبه ؟


تولدتون مبارک .


شرمنده ام که نتونستم خدمتتون برسم

الان که تو ی تاکسی بودم و داشتم از سر کار به خونه بر میگشتم یهو دلم هوایی شد ، آخه هوا یجوری بود ، درست مثل همون روزی که توی صحن جمهوری به دیوار تکیه زده بودم و داشتم به گنبدتون نگاه می کردم زار زار گریه میکردم .

سرم رو چسبوندم به پنجره ماشین و چشمام رو بستم تو خیالم اومدم به حرمتون .


بعدش گنبد طلا رو دیدم و و زائرای با صفاتونو .


وای که صحن های اطراف حرم چقدر شلوغ بود .

چه مهمونی بزرگ و با شکوهی .


اونوقت به سمت ضریحتون تعظیم کردم و گفتم سلام آقا جون . منم . همون بنده گناهکاره . اومدم تولدتونو تبریک بگم و زحمت رو کم کنم .


همون لحظه بود که گونه هام خیس شد و احساس کردم که واقعاً الان اونجاهستم . چشمام رو  باز کردم و اشکام رو پاک کردم و از تاکسی پیاده شدم .

خونه که رسیدم موقع نماز مغرب شده بود . تا جانمازم رو باز کردم بوی عطر مخصوص اونجا که از روبروی حرمتون خریده بودم و توی جانمازم گذاشته بودم بلند شد و دباره دلم رو برد .

وقتی نمازم تموم شد خیال کردم که داشتم تو یکی از شبستان های اونجا نماز می خوندم .


چقدر بزرگی امام رضا


همیشه دستم رو گرفتی . نشد یه بار بیام زیارتت و جاجتم رو نگیرم .

آقا جونم ، خیلی باحالی ، حرف نداری ، می خوامت ، دوست دارم ، دوست دارم ، دوست دارم

خدای بزرگ و مهربونم . به حق همین شب عزیز حاجت همه مسلمونها رو براورده بفرما و در آخر هم حاجت من رو . آمین


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 19:47  توسط دلتنگ  | 

به نام خداوند بخشنده و مهربان

خیلی وقتها یه حرف هایی رو دوست دارم بزنم که موقعیتش پیش نمیاد یا ممنکنه به نظر مخاطب خسته کننده باشه و توی فکرش ۱۰۰ تا ناسزا نثارم کنه و الکی کلش رو تکون بده و .... خیلی از دلایل دیگه . اما مسئله ای که هستش اینه که من در جایگاهی نیستم که بخوام واسه کسی سخنرانی کنم یا بخوام کسی رو موعظه کنم ، فقط میخوام که این حرف رو یه جا بزنم و توی خودم نریزم و کجا بهتر از وبلاگ . چراکه هر کس که دلش خواست میخونه و هر کی هم که بدش اومد صفحه رو میبنده و دیگه هم پشت سرش رو نگاه نمیکنه . پس تصمیم گرفتم که یه وبلاگ راه بندازم . مسئله بعدی اسم وبلاگ بود که اسم های زیادی به ذهنم رسید اما چند تا از اون اسم ها قبلاْ انتخاب شده بود و وقتی به اون وبلاگ ها سر زدم دیدم که اکثرشون فعالیتی نمیکنند و فقط این اسم ها رو اشغال کردند . خلاصه فکر کردم و با خودم گفتم چه اسمی بهتر از حرف حساب چرا که قصد دارم تو این وبلاگ به قول خودمونی یه کلمه حرف حساب بزنم . انشا الله که خدا کمک کنه تا اونطور که دوست دارم به این هدف برسم . اگر کاری یا نظری یا پیشنهاد یا انتقادی داشتید در خدمتتون هستم . برای اولین پست فکر میکنم همین مقدار کافی باشه . پس تا پست بعدی خدا نگهدارتون .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 13:44  توسط دلتنگ  | 

الهم عجل لولیک الفرج